.jpg)
ارسال نظر(0)
ارسال نظر(0)
ارسال نظر(0)
.jpg)
وقتي همۀ شرايط بر عليه توست. همه راه ديگر رفته اند. آن هايي هم که نرفته اند با تو هم فکر نيستند؛
مقاصد ديگري در سر مي پروانند و بالاخره با بدي کنار آمده يا مي آيند, تنهايي بيشتر احساس مي شود.
وقتي آنهايي که بايد کنارت باشند, ياري ات کنند حتي رفتن ات را نمي فهمند و نبودنت بر ايشان هيچ سنگيني ندارد؛
وقتي آناني که منتظر آمدنت هستند, هيچ انتظارت را نمي کشند يا اگر انتظار مي کشند,
انتظار خوبي هايي که تو مي گويي را ندارند, انتظار رسيدن به دغدغه هاي شخصي و قبيله گي خود را دارند
که حتي با دشمن تو نيز بر ايشان قابل تحقق يا لااقل قابل توهم است, بيشتر احساس غربت مي کني.
کسي تو را حتي نمي بيند؛ نه دغدغه هايت، نه غصه هايت و نه حتي گريه ها و ناله هايت را مي شنود
کار خيلي سخت و طاقت فرسا مي شود؛ آنگاه قدر و منزلت آناني که با تو همراه شدند معلوم مي شود.
حرفت را فهميده، راهت را درک کردند. خوبي و دغدغه هايت را دغدغه کردند.
بدي هاي که تو بد مي دانستي، بد دانستند و در اين راه طعنه شنيدند و باز ياري ات کردند.
ارسال نظر(0)
به یک نگاه برده ای دل مـرا به غارت
کـه از ازل گـدای تو شـده بی قرارت
کـرم نمــا و مهـر کــن برات کـربلایم
کـه تـا پیـاده اربعـین کنم تو را زیارت
ارسال نظر(0)

شب یلدا قدم آرام بردار
کمی هم احترام ما نگهدار
تو میبینی ربابم غصه دار است
بنی هاشم هنوزم داغدار است
صدای العطش در گوش مانده
بده ها بی کفن هر گوشه مانده
شب یلدا تو هم چله نشین باش
سیه پوش غم سالار دین باش
ارسال نظر(0)
ارسال نظر(0)
ارسال نظر(0)
حدود ساعت ۱۰ صبح موقعی که دانشجویان در کلاسها بودند، چندین نفر
از سربازاندسته «جانباز» به معیت زیادی سرباز معمولی رهسپار
دانشکده فنی شدند. ما در کلاس دوم دانشکده فنی که در حدود ۱۶۰ دانشجو داشت،
مشغول درس بودیم. آقای مهندس شمس استاد نقشهبرداری تدریس میکرد.
صدای چکمه سربازان از راهرو پشت در به گوش میرسید.
اضطراب و ناراحتی بر همه مستولی شده بود و کسی به درس توجه نمیکرد.
در این هنگام پیشخدمت دانشکده مخفیانه وارد کلاس شده به دانشجویان گفت: ...

ارسال نظر(0)
دلم پر مى زند امشب براى حضرت باقر
كه گویم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر
ندیده دیده ى گیتى به علم و دانش و تقوا
كسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر

ارسال نظر(0)





